کارگزاران، سعید اركانزاده یزدی:وزارت كار پس از كشوقوسهای فراوان و جدال با انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، هفته گذشته اعلام كرد كه این انجمن صنفی «واجد شرایط انحلال» است. معنی ساده این اظهار نظر وزارت كار، این است كه انجمن صنفی روزنامهنگاران باید منحل شود و طبق اساسنامهاش، هیاتی در آن مسوولیت امور تسویهحساب را بر عهده بگیرد. نامه وزارت كار، از هفته گذشته با اعتراض شدید هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران روبهرو شده و بسیاری از روزنامهنگاران و اهالی مطبوعات هم نگران از دست دادن بزرگترین تشكل مطبوعاتی پس از انقلاب شدهاند. تعدادی از كسانی كه در فضای روزنامهنگاری سالهای اخیر قلم میزنند، بر این نظرند كه دولت نهم با هر وسیلهای میخواهد جلوی فعالیتهای انجمن صنفی روزنامهنگاران را كه منتقد سیاستها و عملكرد رسانهای دولت است، بگیرد. علی مزروعی، رئیس هیات مدیره این انجمن در ابتدای این هفته و در یك نشست خبری میگفت: «در سه سال گذشته انجمن حتی یك ریال از وزارت كار یا وزارت ارشاد دریافت نكرده و در دادن خدماتی مثل وام، مجوز طرح ترافیك یا بیمه تامین اجتماعی نیز به دولت كمك كرده اما باز هم با وجود این استقلال، كمر به انحلال ما بستهاند.» اصلا انجمن صنفی و سندیكا و تشكلهای مطبوعاتی به چه دردی میخورد كه این همه بر سر حفظ و انحلالش دعواست؟
جای خالی تشكلهای صنفی مطبوعاتی
در مباحث مربوط به استقلال روزنامهنگاری، داشتن تشكیلاتی انتخابی برای روزنامهنگاران كه از حقوق صنفی آنها حمایت كند، یكی از پایههای استقلال حرفهای محسوب شده است. البته باید توجه داشت كه تشكیلات روزنامهنگاران با نظام روزنامهنگاری كه در ایران وجود ندارد، متفاوت است. نظام روزنامهنگاری مثل نظام پزشكی یا نظام مهندسی، مامور تایید صلاحیت یك روزنامهنگار برای انجام كار حرفهای و رتبهبندی تواناییهای او برای بر عهده گرفتن مسوولیتهای كم یا زیاد در تحریریه مطبوعات است. این نظام روزنامهنگاری به مسائل حرفهای و اخلاقی روزنامهنگاری توجه نشان میدهد در حالی كه تشكیلات و تشكلهای روزنامهنگاران، متوجه امور صنفی و معیشتی و حل مشكلات آنها با صنف خود، دیگر مشاغل و حكومت است. نظام روزنامهنگاری اصول اخلاقی و حرفهای روزنامهنگاری را مشخص میكند و در صورت زیر پا گذاشتهشدن این اصول، تنبیهاتی برای روزنامهنگاران خاطی در نظر میگیرد. این نظام مسائل كلیتری را دنبال میكند اما تشكیلات روزنامهنگاران، میتواند جزئیتر به مسائل بپردازد. تشكلهای روزنامهنگاران بیشتر به مسائل معیشتی و به دست آوردن حیثیت شغلی در برخورد با حكومت میپردازد و عملگراتر است.
تشكیلات حرفهای روزنامهنگاران باید از افراد همین حرفه گرد آمده باشند. مسوولان این تشكیلات انتخابی تعیین میشوند و همه ابعاد آن باید مستقل از حكومت، افراد صاحب نفوذ اجتماع و نیز مدیران مطبوعات باشد. این تشكیلات در مواقع بحران، اختلاف با مدیران روزنامهها، درگیری با حكومت، بیكاری، اعتصاب یا هر اتفاق حرفهای دیگر، از روزنامهنگاران دفاع میكند. با كمی سادهسازی، میتوان گفت نظام روزنامهنگاری برای روزنامهنگاران در حكم قوه مقننه است و تشكیلات روزنامهنگاران مثل قوه مجریه عمل میكند.
اما قانون فعلی مطبوعات ایران كه مصوب سال 1364 و اصلاحشده در سال 1379 است، هیچ اشارهای به اینكه سازمانها و تشكلهای صنفی روزنامهنگاری، باید حقوق و امتیازات روزنامهنگاران را تامین كنند، نداشته است. در قانون مطبوعات مصوب شورای انقلاب اسلامی در سال 1358، اجرای قانون مطبوعات جز آنجا كه مربوط به اعمال حاكمیت دولت است، بر عهده سازمانهای صنفی گذاشته شده بود. اما قانون فعلی مطبوعات، هیچ اشارهای به اجرای قانون به وسیله سازمانهای صنفی ندارد و موضوع تامین حقوق و امتیازات روزنامهنگاران كاملا مسكوت مانده است.
برای اینكه بدانیم چرا تشكلهای صنفی در مطبوعات ما به وجود آمدهاند، باید انگیزههای ایجاد تشكلها را بررسی كنیم؛ معمولا صنفگرایی در مطبوعات ایران با سه هدف انجام شده است: دفاع از آزادی قلم و بیان، تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی عمومی مطبوعات، ایجاد رابطه كارفرمایی و كارگری بین مدیر یك نشریه و اعضای تحریریه.
انگیزههایی كه به آنها اشاره شد، در روزنامهنگاری ایران از مشكل اصلی كار حرفهای به شمار میرود و هر روزنامهنگار منصفی را قانع میكند كه برای اصلاح و حل این مشكلات از تشكلهای صنفی واقعی كمك بگیرد.
مروری بر تشكلهای روزنامهنگاری ایران
در 60 سال اول ورود روزنامهنگاری به ایران، روزنامهنگاران هیچ تشكیلاتی برای خود نداشتند. علت این بود كه تا 60 سال، همه مطبوعات دولتی بودند و مستقیما زیر نظر دولت قرار داشتند. پس از گذشت سالها از چاپ روزنامه میرزا صالح شیرازی و اولین روزنامه ایران كه به «كاغذ اخبار» مشهور است، ایرانیانی كه از فرنگ به كشور بازگشته بودند به فكر راهاندازی روزنامههای فارسی و فرانسویزبان و سپس تشكیلاتی برای روزنامهنگاران افتادند. پس از انقلاب مشروطه، با افزایش تعداد مطبوعات غیردولتی، انگیزه برای ایجاد تشكیلات روزنامهنگاری بیشتر شد اما به دلیل اختلاف نظر مدیران با نویسندگان و نبود همبستگی میان اغلب روزنامهنگاران به علت وابستگیهای حزبی و گروهی، تشكلی به وجود نیامد، تا سال 1325 قمری، تنها كارگران چاپخانههای مطبوعات توانستند تشكل و حتی نشریهای مخصوص صنف خود به راه بیندازند. اما تا همان سال، روزنامهنگاران فقط توانسته بودند در اعتراض به توقیف روزنامه «حبلالمتین» تحصنی یك هفتهای را سامان دهند.
در دوره استبداد صغیر مطبوعات، تشكلی نداشتند اما در مواقع لزوم، دستهجمعی اعتراض خود را اعلام میكردند. پس از بركناری محمدعلی شاه قاجار، باز هم با وجود فضای باز و مهیا بودن شرایط برای ایجاد تشكلی صنفی و حرفهای، اتفاق خاصی نیفتاد و حتی اختلاف مطبوعات بر سر احزاب به ویژه دو حزب اعتدالیون و دموكراتها بیشتر هم شد. از سال 1300، به تدریج تفكر صنفی و تمایل به داشتن تشكیلات در روزنامهنگاران، بیشتر از گذشته شد. در این سال مدیران جراید تهران دور هم جمع شدند تا اساسنامه و نظامنامه «شورای عالی مطبوعات» را تدوین كنند، اما فعالیتهایشان مسكوت ماند. این شورا بعدها به گونهای دیگر، با نام «اتحادیه مطبوعات» پا به عرصه گذاشت. به موازات آن، افراد شاغل در كارهای وابسته به مطبوعات همچون حروفچینی و توزیع هم، گروهها و اتحادیههایی تاسیس كردند. «اتحادیه كارگران مطابع» برای حروفچینها و «مركز اطلاعات ایران» برای توزیع از جمله این اتحادیهها بود. اما با وجود همه این فعالیتها، استبداد «رضاشاه» نگذاشت تشكیلات منسجمی برای روزنامهنگاران به وجود بیاید.
پس از كنار رفتن رضاشاه در شهریور سال 1320، «شورای عالی مطبوعات» و «اتحادیه مطبوعات» تاسیس شد. «اتحادیه مطبوعات» با حضور مدیران مطبوعات، وزیر فرهنگ و نخستوزیر تشكیل میشد و تاكید داشت كه جمعی غیرسیاسی است. «شورای عالی مطبوعات» هم به هنگام ضرورت، برای رفع مشكلات با مقامهای دولتی ملاقات میكرد. اما تا این تاریخ، اغلب تشكیلات روزنامهنگاران نه صنفی بلكه سیاسی بود و از مطالبات صنفی، تنها آزادی در بیان را مد نظر داشت.
از سال 1322 تا 1324 سه تشكل عمده روزنامهنگاری با نامهای «جبهه آزادی»، «اتحادیه ملی جراید» و «هیات مؤتلفه مطبوعات» درست شد كه همه سیاسی بودند. «باشگاه مطبوعات» در سال 1323 بنیانگذاری شد. تا این تاریخ، همه تشكلهای روزنامهنگاران را مدیران مطبوعات به وجود آورده بودند. در سال 1323، خبرنگاران نیز دست به كار شدند و «اتحادیه خبرنگاران ایران» و در سال 1325 «اتحادیه روزنامهنگاران ایران» را به وجود آوردند. حتی مطبوعات و خبرگزاریهای خارجی نیز در سال 1324 شمسی، «انجمن مطبوعات خارجی» را تاسیس كردند. در سال 1325 «انجمن روزنامهنگاران ایران» درست شد و نمونه انجمنها و اتحادیههای خارجی را سرمشق خود قرار داد. «انجمن روزنامهنگاران ایران»، وارث «اتحادیه مطبوعات» بود. این انجمن تا كودتای 28 مرداد سال 1332 به كار خود ادامه داد و پس از آن، بر اثر دوری و موضعگیری در مقابل دولت و ناتوانی در پاسخگویی به بحرانهای مطبوعاتی دوران دكتر مصدق خاموش شد. پس از كودتا، حكومت بیشتر تمایل پیدا كرد تا وجود تشكیلات بدنه روزنامهها را به جای تشكیلات مدیران روزنامهها، تحمل كند. به این ترتیب در سال 1341 «سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات» تاسیس شد. این تشكیلات، منسجمترین و فراگیرترین تشكیلات صنفی و حرفهای روزنامهنگاران ایران بوده است. تقریبا تمام روزنامهنگاران پیش از انقلاب اسلامی، در سندیكای روزنامهنگاران عضو بودهاند. گفتهاند كه در دولت امیرعباس هویدا نخستوزیر محمدرضاشاه پهلوی، رابطه حكومت با سندیكا بیشتر شد اما با بركناری هویدا این روابط به تیرگی گرایید تا جایی كه تصمیم اعتصابات سراسری روزنامهنگاران در سندیكا گرفته شد و به تعطیلی چند ماهه مطبوعات در پاییز سال 1357 انجامید كه این اعتصاب، یكی از اتفاقات تسریعكننده انقلاب برشمرده شده است.
پس از انقلاب اسلامی فعالیت «سندیكای نویسندگان و روزنامهنگاران ایران» با محدودیت روبهرو و پس از چند ماه متوقف شد. مطبوعات ایران تا سال 1376 كه «انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران» تاسیس شد تشكیلات همهگیری نداشتند. در این سالها «انجمن ورزشینویسان» و «انجمن منتقدان سینما» به وجود آمده بودند. «تعاونی مطبوعات» هم تشكیل شده بود اما فعالیتهای چشمگیری انجام نداد. پس از «انجمن صنفی روزنامهنگاران»، «انجمن روزنامهنگاران مسلمان» و «انجمن روزنامهنگاران زن» هم ایجاد شدند اما دامنه كارشان به گستردگی انجمن صنفی نبود. فعالیتهای «انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران» در سالهای ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی به حدی رشد كرده بود كه كار داوری جشنواره مطبوعات را هم بر عهده داشت.
فعالیتهای سندیكای روزنامهنگاران
از یك تشكل صنفی مطبوعاتی چه كارهایی ساخته است؟ شاید مروری بر فعالیتهای 17ساله «سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات»، بتواند پاسخی برای این سوال باشد و عملا نشان دهد كه در ایران، تا چه حدی میتوان از روزنامهنگاران، فعالیتهای صنفی را انتظار داشت. پایدارترین تشكل روزنامهنگاری در ایران، سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود كه از سال 1341 تا سال 1358 شمسی دوام آورد. در خردادماه سال 1341، حدود 45 نفر از روزنامهنگاران تهرانی در كتابخانه پارك شهر تصمیم گرفتند كه سندیكای روزنامهنگاران را تاسیس كنند و در همان مكان اساسنامه سندیكا را بنویسند. قرار شد این تشكیلات با عنوان یك سندیكای كارگری ثبت شود. به تدریج كه «سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات» شكل گرفت، اعضای آن هم زیادتر شد تا جایی كه در سالهای انقلاب اسلامی كمتر روزنامهنگاری را میشد، یافت كه عضو سندیكای روزنامهنگاران نباشد. سازمانهای جنبی فراوانی نیز برای كمك به سندیكا تشكیل شد و فعالیتهای صنفی زیادی در آن صورت گرفت.
این سندیكا توانست برای سازماندهی فعالیتهای داخل تحریریه مطبوعات و نظم بخشیدن به مشاغل روزنامهنگاران یك «پیمان دستهجمعی كار و طبقهبندی مشاغل مطبوعاتی» بنویسد و نظر اعضا را جلب كند تا با عمل به آن، كار خود را آسانتر و منظمتر كند. سندیكا تلاش بسیار زیادی كرد تا برای تعدادی از روزنامهنگاران خانه تهیه كند و سرانجام با تشكیل صندوقهای تعاونی مسكن و تعاونی خبرنگاران، 122 دستگاه آپارتمان در «كوی نویسندگان» كه همچنان هم كنار پل گیشای تهران به یادگار مانده، تاسیس كند. سندیكا به فكر بیكار شدن روزنامهنگاران هم بود و بسیار كوشید تا «آییننامه صندوق بیكاری» را بنویسد؛ البته در آن سالها، روزنامهها به راحتی توقیف نمیشدند و دستكم امنیت شغلی خیلی شكنندهای در مطبوعات وجود داشت. سندیكا تلاش كرد اعضای حرفهای عضو سندیكا را بیمه عمر كند. این سندیكا برای اطلاعرسانی به اعضا هم به طور هفتگی بولتنی منتشر میكرد و به نشانی اعضا میفرستاد. «سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات» برای تعریف اصول اخلاق حرفهای هم اسنادی را تهیه كرد یعنی گاهی سندیكا، وظایف نظام حرفهای مطبوعات را كه وجود نداشته، انجام میداده است.
شاید بزرگترین خدمتی كه سندیكا به انقلاب اسلامی كرد، رهبری دو اعتصاب بزرگ كاركنان مطبوعات در چند ماه پیش از پیروزی انقلاب بود كه اعتصاب دوم آن، یكی از بزرگترین اعتصابها در تاریخ مطبوعات جهان شناخته شده است. با این حال، سیاستمردان انقلاب اسلامی با متوقف كردن فعالیتهای سندیكا، كمك چندانی به بقای آن نكردند. پس از انقلاب، وجود هر نوع تشكیلاتی با نام سندیكا ممنوع شد و هیات مدیره «سندیكای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات» حتی اجازه برگزاری مجمع عمومی را هم پیدا نكرد. به این ترتیب با اینكه سندیكا منحل نشد و هنوز هم ساختمان آن در خیابان حافظ تهران، متروك باقی مانده اما فعالیتهایش عملا از سال 1358 شمسی متوقف شده است.
منابع:
ـ مبانی حقوقی استقلال حرفهای روزنامهنگاری، دكتر كاظم معتمدنژاد، فصلنامه رسانه، سال8، ش32، زمستان 1376.
ـ صنفگرایی در مطبوعات ایران، مسعود كوهستانینژاد، فصلنامه رسانه، سال8، ش32، زمستان1376.
ـ تشكلهای حرفهای مطبوعات، مهدی بهشتیپور، مجموعه مقالات دومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران، تهران، مركز مطالعات و تحقیقات رسانهها، چاپ اول، 1377، جلد1.
ـ اسناد و گزارشهای گروهها، انجمنها و اتحادیههای مطبوعاتی از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، مسعود كوهستانینژاد. تهران، مركز مطالعات و تحقیقات رسانهها، چاپ اول، 1383.
