ایران از نظر تعداد نشریات موجود، در ردیف پانزدهم دنیا اما به لحاظ تیراژ، در ردههای پایین قرار دارد؛ شاید بتوان راهاندازی تقریبا آسان (البته با كمك یارانهها) مطبوعه را در كشور، یكی از دلایل این اتفاق دانست؛ از سوی دیگر، گرچه صرف زمان طولانی برای كسب مجوز روزنامه در ایران باعث شده است نشریات در داخل دیر به دیر متولد شوند، اما به دلایلی و با وجود این تولد دیرهنگام هم یا زود افول میكنند و یا با اندك شاخ و برگی به حیاتشان ادامه میدهند.
تاسیس مطبوعات در كشورهای مختلف بر اساس نظامهای حقوقی حاكم بر آنها، قوانین خاص خود را داراست؛ در كشورهایی كه قانون مطبوعات، بر نظام پیشگیری استوار است، دریافت مجوز بر اساس شرایط خاص، تنها راه انتشار نشریات است؛ اما در كشورهایی كه نظام تنبیهی، اساس قانون مطبوعات قرار داده شده، هیچ محدودیتی برای انتشار مطبوعات وجود ندارد و تنها در صورت ارتكاب جرم با آنها برخورد میشود.
در كشوری مانند ایران نیز از آنجا كه نظام پیشگیری، اساس ایجاد و شكلگیری قانون مطبوعات فعلی كشور بوده است، گرفتن مجوز تنها راه تاسیس نشریه بر اساس شرایطی چون تابعیت ایرانی، دارا بودن حداقل 25 سال سن در زمان ارایهی تقاضا، عدم ورشکستگی به تقلب و تقصیر، عدم اشتهار به فساد اخلاقی و سابقهی محکومیت کیفری بر اساس موازین اسلامی که موجب محرومیت از حقوق اجتماعی باشد، داشتن صلاحیت علمی در حد کارشناسی و یا پایان سطح دو در علوم حوزوی و نیز پایبندی و التزام عملی به قانون اساسی است.اما اخیرا از سوی وزارت ارشاد، دو ویژگی دیگر هم به ضوابط درخواست كنندگان مجوز اضافه شده است؛ داشتن پول كافی (چیزی حدود 200 میلیون تومان سرمایه) و دیگری داشتن سوابق حرفهیی و یا رجل سیاسی بودن.
شاید به دلیل همین شرایط نهچندان آسان (بویژه دو مورد اخیر) باشد كه صدور مجوز روزنامه در كشور در مقایسه با سایر نشریات، بویژه در ماههای اخیر كاهش چشمگیری داشته است؛ به گونهای كه از میان حدود 33 مجوز انتشاری كه هیات نظارت بر مطبوعات، در سه ماههی پایانی سال گذشته صادر كرد، تنها دو مجوز به روزنامه تعلق داشته كه البته یكی از آنها نیز به یك روزنامهی ورزشی مربوط بوده است. جدای از داشتن شرایط گفته شده برای اخذ مجوز روزنامه، طولانی شدن زمان دریافت آن نیز از مشكلات دیگر درخواستكنندگان است؛ بهگونهای كه صف اخذ مجوز برای یك نشریه در برههی كنونی به شش سال رسیده است؛ یعنی اگر همین امروز تمامی مداركتان را آماده كرده، به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل دهید و در صف عادی قرار بگیرید، در سال 1393 مجوزتان را دریافت خواهید كرد!در حقیقت این روزها هیات نظارت بر مطبوعات در جلسات هفتگی خود در حال بررسی درخواستهایی است كه در سال 1381 به این وزارتخانه ارسال شدهاند. ظاهرا هماكنون نزدیك به چهار هزار درخواست مجوز در تهران و سایر استانها در انتظار دریافت مجوز هستند.البته طولانی شدن زمان دریافت مجوز در سالهای اخیر با اتفاقهای تلخ و شیرینی نیز همراه شده است كه در موارد متعدد و سادهی آن، تشابه اسم انتخاب شده برای نشریات، معمولا افراد را مجبور میكند در طول سالهای در صف بودن، چند باری اسامی پیشنهادیشان را تغییر دهند.در برخی موارد هم اتفاق جالبتری به وقوع میپیوندد و در حالی كه فرد درخواستدهنده به دلیلی چشم از جهان فرو بسته است، دیده شده كه چند سال پس از فوت او نامهی تایید مجوز به در خانهی مرحوم میرود و خانوادهی متوفی را با شوك مواجه میكند! تمامی این موارد در حالی اتفاق میافتد كه قانون، بهطور مشخص مدت زمان انتظار برای دریافت مجوز را تعیین كرده و هیات نظارت بر مطبوعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مكلف كرده است حداكثر در مدت سه ماه مراتب رد یا قبول تقاضای درخواستكننده را به وی اعلام كنند.
متن كامل مادهی 13 قانون مطبوعات كشور موضوع را به این شكل كاملا روشن كرده است: «هیات نظارت مكلف است ظرف مدت سه ماه از تاریخ دریافت تقاضا برای امتیاز یك نشریه دربارهی صلاحیت متقاضی و مدیر مسوول با رعایت شرایط مقرر در این قانون رسیدگیهای لازم را انجام داده و مراتب رد یا قبول تقاضا را با ذكر دلایل و شواهد برای اجرا به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گزارش كند و وزارت ارشاد هم موظف است حداكثر ظرف دو ماه از تاریخ موافقت هیات نظارت برای متقاضی، پروانهی انتشار صادر كند.» اما اینكه در پیش گرفتن چنین روندی یعنی طولانی شدن زمان اخذ مجوز با رویكردی خاص انجام میگیرد و یا صرفا زیاد بودن تعداد درخواستها رسیدگی به همهی آنها را در جلسات تنها یك روز در هفتهی هیات نظارت بر مطبوعات امكانپذیر نمیكند، مسالهای است كه جای تامل بیشتری دارد.
البته در ایران یك راه آسان هم برای مجوز دار شدن وجود دارد و آن، استفاده از راههای میانبر است كه ظاهرا بیشتر به رجل سیاسی تعلق دارد؛ چراكه آنها به راحتی و بدون كمترین دردسری صاحب امتیاز نشریه میشوند و حتی الزامی برای انتشار بعد از شش ماه از زمان صدور مجوز هم برای خود قائل نیستند.در دو نمونهای كه در سالهای اخیر به وقوع پیوسته، یكی روزنامه "اعتماد ملی" است كه مجوز آن چند صباحی پس از تاسیس حزبی به همین نام، بدون نوبت صادر شد و دیگری هم كه در ماههای اخیر صادر شده و آن هم روزنامهای به نام "وطن امروز" به مدیر مسوولی مهرداد بذرپاش، مشاور رییس جمهور و مدیر عامل كنونی شركت سایپاست كه در حدود دو ماه صاحب مجوز شده است.
علیرضا ملكیان ـ معاون امور مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ در این زمینه اظهار می كند: در حال حاضر مسیری که برای صدور مجوز نشریات در کشور طی میشود، بسیار ساده و سهلالوصول بوده و هر کسی به راحتی میتواند تقاضای صدور نشریه بكند، دولت نیز در این زمینه قصد ندارد برای کسانی که اهل فن هستند و واقعا در مسیر رسانه فعالیت میکنند، فضا را تنگ کند.به گفته وی تقاضای بیجا و بدون برنامهریزی كافی، یكی از دلایلی است كه به افزایش تعداد پروندههای در نوبت منجر میشود. ملكیان در ادامه به آمار قابل توجهی اشاره میكند و میگوید: تیراژ نشریات كشور، در مقایسه با جمعیت 75 میلیونی بسیار اندك است و این در حالی است كه كشور از نظر تعداد نشریات موجود در ردیف پانزدهم دنیا قرار دارد.
شاید همین آمار بوده است كه وزارت ارشاد را بر این داشته كه دستكم در زمینهی روزنامهها كه گستردهترین نشریات كشور محسوب میشوند، به اقدامهایی دست بزند؛ سیاستهایی كه از سوی درخواستكنندگان برای گرفتن مجوز از آنها به عنوان سخت شدن شرایط یاد میشود.
هر چند در بسیاری از كشورها معمولا مجوز انتشار را سریعتر اعطا میكنند، اما ادامهی حیات و جذب مخاطب آنقدر سخت است كه هر كسی به خود اجازه نمیدهد وارد این عرصه شود. البته این موضوع تنها مخصوص كشورهای پیشرفته هم نیست؛ چرا كه در همین نزدیكیها مثلا در تاجیكستان میتوان، در یكی، دو روز مجوز نشریه گرفت و یا حتی در افغانستان این امر در یك روز اتفاق میافتد؛ هر چند كه ادامهی حیات برایشان سخت خواهد بود، و این در حالی است كه در ایران با وجود این تولد دیرهنگام، نشریات همچنان یا زود میمیرند و یا با اندك شاخ و برگی به حیاتشان ادامه میدهند.
معاون امور مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین در گفتوگو با ایسنا دربارهی سخت شدن شرایط صدور مجوز انتشار روزنامه نیز خاطرنشان میكند: در صدور مجوز انتشار برای روزنامه، داشتن شرایطی چون سابقهی كار حرفهیی در روزنامه و توان مالی مناسب بسیار مهم است؛ تا افرادی كه امكان انتشار روزنامه پیدا میكنند، آن را در اختیار صاحبان قدرت، احزاب، گروههای سیاسی و همچنین افرادی كه به دنبال منافع مادی خود هستند، قرار ندهند.به گفتهی او، درخواست انتشار روزنامه از چنین افرادی پذیرفته شده و برای بررسی در هیات نظارت بر مطبوعات در نوبت قرار میگیرد.
البته در كنار تمامی آنچه دربارهی دلایل تاخیرهای طولانی در صدور مجوز گفته شده و برخی به بهبود شرایط فعلی روزنامهنگاری كشور اشاره داشتند، نباید فراموش كرد در چنین زمان طولانی، مطمئنا نیروها و استعدادهای مهمی نیز بیدلیل به هدر میروند كه شاید وجود و حضورشان در عرصهی مطبوعات بیش از در نظر گرفتن شرایط سخت صدور مجوز بتواند عرصهی روزنامهنگاری را به تحولی مثبت رهنمون شود.اما در هر صورت از آنچه گفته شد، چنین برمیآید كه سخت شدن شرایط صدور مجوز و در نتیجه كاهش تعداد دریافتكنندگان مجوز روزنامه، بیش از هر موردی در جهت حل مشكلات روزنامهها صورت گرفته است؛ اما این كه واقعا چنین راهكاری در حل مشكلات موجود روزنامههای داخلی موثر است یا خیر، به زمان بیشتر و بررسی شرایط حاصل از این تصمیم نیازمند است.
