26 آذر 86

كارگاه حقوق بشر و حرفه روزنامه‌‌نگاری با محوریت روزنامه‌‌نگاری صلح روز چهارشنبه 21 آذر در سالن اجتماعات "انجمن صنفي روزنامه نگاران ایران" برگزار شد. این کارگاه در ادامه فعالیتهای انجمن در پی اجرای طرح مشترک پنج ساله" ظرفیت سازی ملی برای ارتقاء و حفظ حقوق بشر به منظور دستیابی بیشتر به عدالت " زیر نظر دفتر عمران سازمان ملل صورت گرفت. عناوین روزنامه نگاري صلح، خشونت مكتوب، خبرنگاري جنگ و جنگ رسانه‌ای از جمله موضوعاتی بود که در این کارگاه مورد بررسی قرار گرفت. این کارگاه یک روزه با حضور 40 تن از روزنامه‌نگاران علاقمند که قبلاً از آنها ثبت نام به عمل آمده بود، تشکیل شد.

شد.

روزنامه‌‌نگاری صلح- دکتر هادی خانیکی

كارگاه با صحبت هاي دكترهادي خانيكي، استاد ارتباطات دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبایی و مشاور فرهنگي آقاي خاتمي در دوره اصلاحات، حول محور روزنامه نگاري صلح آغاز شد. وي با اشاره به نقش روزنامه‌ها و رسانه‌ها با توجه به تعاریف كلاسيك هارولدلاسفلد يعني آموزش، هدايت و خبر، به نقش آموزشي روزنامه‌ها تأکيد کرد و روزنامه نگاري صلح را بخشي از آموزش‌هاي صلح دانست. وي افزود: "آموزش صلح بخش مهمي از مسئوليتهاي نهادها و سازمانهاي بين‌المللي را تشكيل داده است و سازمانهايي مانند سازمان ملل، يونسكو، و سازمانهاي تابعه و كنوانسيونهاي مختلف همه معطوف به صلح هستند.

دكتر خانيكي با اشاره به چهار مؤلفه اصلي يونسكو يعني آموزش، دانش، فرهنگ و ارتباطات اظهار داشت كه صلح را بايد در اين چهار مؤلفه وارد كرد. وي با تأكيد به اينكه آموزش صلح در واقع با اجتماعي شدن سياست همراه است، هدف آموزش صلح را از دهه شصت تا دهه نود به بعد مورد بررسي قرارداد. به گفته خانیکی در دهه شصت هدف از آموزش صلح توسعه زمينه مفاهمه متقابل ميان مردم جهان بود. ديدگاه‌هاي اوليه مبتني بر اين اصل بودند كه وجود انساني واجد ماهيتي صلح پذير است و اين ماهيت تنها به واسطه خشونت تهديد مي‌شود. دراین مرحله صلح وارد دايره علم اخلاق مي‌شود و در واقع حس مسئوليت پذيري و آموزش رفتارهاي بدون خشونت مورد توجه قرار مي‌گيرد و سعي بر اين است كه تمايلات صلح جويانه فردي و ابزار عيني اين تمايلها بتواند باعث پرورش صلح شود و از همين طريق صلح وارد سياست مي‌شود. دراين دوره مبناي تعريف يونسكو بر اين اصل است كه جنگ ابتدا درذهنها شكل مي‌گيرد. بر طبق اين نظريه هدف عمده، تغيير آگاهي انسان است به طوري كه شرايط اجتماعي به سمت صلح مبتني بر عدالت تحقق پيدا كند. اما از اوايل دهه هفتاد پژوهشهاي صلح نشان داد تنها تغيير آگاهي كافي نيست چون تجاوز و خشونت ريشه در ساختهاي اجتماعي دارد. اين ساختهای اجتماعي هستند كه بر خواست مردم براي تحقق صلح تأثير مي‌گذارند در نتيجه ساختهاي اجتماعي بايد سازگار با صلح باشند. مقابله باخشونت كه ريشه در ساختهاي اجتماعي دارد ضروری است و كنش سياسي بايد با صلح هماهنگ باشد و در اين دوره واژه‌هايی مثل تجاوز ساختمند و خشونت ساختمند توسط افرادي مانند گالتونگ مطرح مي‌شود. در دهه نود به بعد مفاهيم كليدي مثل تجاوز سازمان يافته، و خشونت ساختمند و عدالت اجتماعي به صورت يك سيستم مطرح شد و اين مفاهيم خصلت اجتماعي و حقوقي صلح را مطرح کردند. يعني در طی این فرآیند از خصلت فردي به خصلت اجتماعي و حقوقي رسیده است.

دكتر خانيكي با تكيه بر معيار كليدي گالتونگ؛ از نظريه پردازان روزنامه‌نگاري در امريكا، گفت: "صلح فقط به عنوان فقدان جنگ و خشونت مستقيم يا صلح منفي شناخته نمي‌شود، بلكه هدف آموزش صلح و به تبع آن روزنامه‌نگاري صلح ايجاد شرايطي است كه تحت آن افراد و جوامع با كمترين ميزان ممكن خشونت ساختي را متحمل شوند و از بیشترین درجه صلح مثبت يعني وضعيتي كه پيش نيازهاي صلح را با تأكيد بر عدالت فراهم مي‌كند، برخوردار باشند. بنابراين روزنامه‌نگاري صلح تنها بر جنگ و خشونت مستقيم كه بين جوامع و امور بين‌المللي هست متمركز نمي‌كند و به عوامل غيرمستقيم و عوامل پنهان بيشتر توجه دارد.

دكتر خانيكي سه مؤلفه روزنامه‌نگاري صلح را اين چنين بيان كرد: 1- جنگها در ذهن و روان شكل مي‌گيرند يعني حالت بالقوه دارند.2- جنگهاي بالقوه در ساختارهاي خشونت آميز اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي فعليت پيدا مي‌كنند.3- وقتي فعليت پيدا كردند به صورت خشونتهاي مستقيم و هم افزا همه جاگير مي‌شوند. به اين ترتيب با اتصال خشونت فرهنگي، خشونت ساختاري در شكل شكافهاي تشديد شونده و تشديد كننده شكل مي‌گيرد و رابطه متزلزل موجود بين فرد و جامعه كه آكنده از تصور خود جنگ است به حالت جنگ مستقيم تبديل مي‌شود. دكتر خانيكي براي توضيح اين سه مؤلفه اظهار داشت: "در بسياري از اختلافات يا منازعه‌هاي بين اقوام مختلف كه تبديل به دعوا و در نتيجه آن به عامل مستقيم‌تري مثل خشونت فيزيكي تبديل مي‌شود يك انرژي متراكم مي‌شود كه اين انرژي متراكم حاصل اين سه عامل است: خشونت فرهنگي؛ عامل تدريجي و از جمله محركهاي دور، خشونت ساختاري؛ عامل شكل دهنده و از جمله رشد دهنده‌های نزديكتر و نهايتا خشونت فيزيكي يا خشونت مستقيم.

دكتر خانيكي در ادامه سخنانش نقطه كانوني آموزش صلح را نقطه رهايي از موقعيتهاي منازعه آميز يعني رهايي از سوءظن و عدم اعتماد خواند. وي با تأكيد بر وجود تنوع، تفاوت و تعارض مبناي آموزش صلح را در به كار بردن همين تفاوت‌ها و تعارضها به عنوان محركهاي خلاق براي ضرورت همزيستي دانست. به عقيده دكتر خانيكي بهترين شكل آموزش، آموزش گفت وگو، وفاق و شكل‌گيري ارتباطات است. در واقع به تعبير يونسكو، ارتباطات متغيري است كه در هر شكل آن مي‌تواند آموزگار همسايگي در جهان چند فرهنگي باشند و در اينجاست كه پلوراليزم و چند صدايي مقوله‌هايي مؤثر در آموزش صلح و روزنامه نگاري صلح به شمار مي‌آيند. يكي از شرايط آموزش صلح بر مبناي تفاوتها و تعارضها اين است كه تئوريهاي برنده - برنده به جاي تئوريهاي بازنده - برنده قرار گيرند. يعني نبايد دنبال پيروزيهاي مطلق و قطعي بود. با اين ديد تفاوت‌ها و تعارضها مي‌توانند منبع سازگاري خلاق شوند يعني مي‌توان آموخت كه چون منابع و فرصت ها اندك است پس بايد با يكديگر بسازيم بنابراين مكانيسمهاي ساختن با يكديگر را نيز پيدا مي‌كنيم. آموزش صلح در سطح اول بايد خطاهاي شناختي مارا اصلاح كند. در سطح دوم اسطوره‌هاي معيوب را اصلاح كند و در سطح آخر تسلطهاي ساختاري را نقد كند. دكتر خانيكي مباني آموزش صلح را پذيرش و تقويت تنوع فرهنگي و پيوند ضرورتها با بالا بردن شناخت، اگاهي و كسب مهارت در مهار خشونت خواند و بر اساس اين مباني تعريف روزنامه نگاري صلح را اينگونه بيان كرد: "روزنامه‌نگاري صلح بر پايه نقد گفتمانهاي غالب رسانه‌اي كه جنگ و كشمكش(conflict) است، قرار می‌گيرد". وی با قبول اينكه گفتمانهاي صلح ارزش خبري ندارند، روزنامه نگاري صلح را نوعي روزنامه نگاري براي تغييرگفتمانهاي برخورد و كشمكش مطرح كنيم. كه براي اين كار نياز به بحث و تبادل نظر در سه سطح اصول اخلاقي، موازين حرفه‌اي و اصول حقوقي معطوف به صلح داريم. كه در موازين حرفه‌اي بايد ارزشهاي خبري و دروازه‌باني و برجسته سازي را به سمت صلح سوق دهيم. در گام بعدي بايد منابع خبري را متنوع كنيم و صداي بخشهاي خاموش جامعه را انعكاس دهيم و در اصول حقوقي هم بايد نهادها و ساختارهاي حقوقي كه آزادي فعاليتهاي حرفه‌اي رسانه‌ها را تضمين مي‌كنند، ايجاد كنيم تا در پي ايجاد ساختارهای متكثر رسانه‌اي، روزنامه نگاران به رقابت هاي حرفه‌اي در خدمت صلح و تفاهم تشویق شوند.

دكتر خانيكي موانع روزنامه‌نگاري صلح را وجود ساختارهاي خشونت‌گرا در شكل قدرتهاي سياسي و محدوديت منابع خبري، فرهنگ خشونت‌گرا و زبان روزنامه‌نگاري دانست. در پايان دكتر خانيكي هفت راهكار برا ي روزنامه‌نگاري صلح بيان كرد كه به شرح زير است:

1- ادراكي كردن خبر به معناي بالا بردن فهم خبر

2- تقويت بخشها و انسانها و نهادهاي خاموش

3- جست و جوي و استحكام زمينه‌هاي مشترك

4- تأكيد بر قانونهاي اخلاقي و نهادي

5- كثرت‌گرايي ساختاري در مالكيت و كنترل رسانه‌ها

6- حمايت از سيستم‌هاي رسانه‌اي عمومي و مدني در برابر سيستم‌هاي تمركزگراي دولتي و تجاري

7- پذيرش تفاوت و تنوع و حتي تعارض

خشونت مکتوب- کامبیز نوروزی

پس از اتمام سخنان دكتر خانيكي و ساعت تنفس، کامبیز نوروزي استاد دانشگاه و دبیر کمیته حقوقی "انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران" به بررسی موضوع خشونت مکتوب پرداخت. وی در ابتدا بحث خشونت و رسانه را بحثي سهل و ممتنع دانست و گفت: "سهل است به خاطر معناي عرفي خشونت كه هر كس تعريفي از آن دارد و ممتنع به خاطر ساختار اثرگذاري خشونت در مخاطب كه مسئله ساده‌اي نيست. وي افزود:" با توجه به توسعه رسانه‌اي به دليل پيشرفتهاي تكنولوژيكي، اجتماعي و سياسي، رقابت رسانه‌اي هم افزايش پيدا كرده است كه در پي اين رقابت رسانه ها به دنبال افزايش جذابيت خود، با سطوح اوليه احساس مخاطب يعني خشونت و سكس سر و كار دارند. اگر داده‌هاي خشن در تمام رسانه‌ها و نوع واكنش مخاطب نسبت به سوژه‌ها را در زمانهاي مختلف مقايسه كنيم متوجه تغييرات بنياديني مي‌شويم و آن درجه عريان بودن خشونت در رسانه‌هاست. مثلا درمورد فيلم، فيلم ترسناك به آن معنای گذشته وجود ندارد در مورد سكس هم همين وضعيت است". دكتر نوروزي در ادامه سخنانش تعريفي از خشونت ارائه داد: "خشونت به هر رفتاري كه مغايرت غير متعارف با تماميت جسمي ، روحي ، اخلاقي انسان متعارف داشته باشد گفته مي‌شود".

به گفته دكتر نوروزي، زماني كه هر دو قلمرو خشونت و سكس در كنار هم قرار مي‌گيرد در مورد اثري كه بر مخاطب مي‌گذارند يكديگر را تعديل مي‌كنند. شما جنگ و عشق، منظور از عشق همان عشق زميني و انسان به انسان است را كنار هم مي‌گذاريد و اين يك تعادلي را در تأثيرگذاري بر مخاطب به وجود مي‌آورد. اما در جامعه ايران براي انعكاس اين عشق زميني محدوديتهاي جدي وجود دارد كه اين محدوديت ها اثر بدي در رسانه‌ها ايجاد مي‌كند. چنانکه در نظام كنش و واكنش انساني يك بخش از اين نظام رفتاري است كه مدام در رسانه‌ها به شكل‌های مختلف منعكس و باز توليد مي‌شود و آن هم رفتار خشن است.

وی در این باره گفت:"اغلب در روزنامه‌هايي كه مي‌خوانيم با وجوه جنايت بار مفهوم عشق مواجه مي‌شويم؛ زناني كه همسرانشان را مي‌كشند، خواستگاراني كه دختر مورد علاقه خود را مي‌كشند و... در واقع در رسانه‌هاي ما يك جلوه از آن بخشهاي مهم رفتار انسان منعكس مي‌شود كه رفتار خشونت آميز است. بخش بعدي عشق به معناي عشق زميني است كه يا اصلاً مطرح نمي‌شود يا با ايماء و اشاره و افلاطوني مطرح مي‌شود و اين مفهوم از عشق بسيار ذهني است. آن بخش از عشق كه مطرح مي‌شود عشق‌هايي است پليد كه بعضي از آنها به قتل انجاميده است. ما در رسانه‌ها با آدم‌هايي دائم برخورد مي‌كنيم كه دائم با يكديگر در جنگند و فقط خشونت از آنها به بيرون مي‌تراود.

نوروزي با بیان این که جامعه ما در برابر وقايع انساني‌كاملا توانايي احساس خود را از دست داده است، پرداختن رسانه‌ها به قتل زهراكاظمي و حجم زياد مطالب بيان شده درباره آن را با اخبار مربوط به جنايت پاكدشت مقایسه کرده و افزود: جامعه ما ارزش آن خبری بيشتر است كه در بازي قدرت به كار مي‌رود به همين دليل واكنشها ي خبري و اجتماعي بيشتري روي آن مي‌آيد اما فرودستان و اقشار حاشيه‌اي در بازي قدرت هيچ كاره‌اند مگر زماني كه در روزهاي رأي‌گيري به پاي صندوقهاي رأي مي‌روند. صفحات روزنامه‌ها فقط در صفحات حوادث به دنبال اين اقشار مي‌روند.

به عقيده دكتر نوروزي آن چيزي كه در بحث روزنامه نگاري صلح مطرح است ترويج انسانيت در مفاهيم انساني است. مطلبي كه روزنامه‌نگار مي‌نويسد وارد جامعه شده و تأثير خود را مي‌گذارد بنابراین روزنامه‌نگار بايد به نوع تأثيري كه مطلبش مي‌گذارد متعهد باشد. نوروزي درباره روزنامه‌نگاري خشونت گفت: "آنچه در اين نوع روزنامه‌نگاري مطرح است سطح و نوع انعكاس خشونت است و روزنامه‌نگار بايد توجه كند كه آن مطلب چه تأثيري را روي خواننده مي‌گذارد، تاثیری که عموماً بر سه نوع است: "تحريك عواطف مثبت انساني، ايجاد اضطراب انفعالي و ايجاد اضطراب دفاعي. منظور از تحريك عواطف انساني اين است كه ظاهر خيلي از وقايع خشن است. مانند فقر، جنگ، گرسنگي كه اينها عواطف را تحريك مي‌كند و به خصوص در جنگ بايد به گونه‌اي باشد كه به مقاومت مردم كمك كند. منظور از ايجاد اضطراب انفعالي قرارگرفتن در موقعيتي از اضطراب است كه كه هيچ راه حلي وجود ندارد و هيچ اقدامي نمي‌توان انجام داد مانند خبر زلزله و بايد خبر به گونه‌اي باشد كه موجب اضطراب انفعالي در مخاطب نشود. اضطراب دفاعي هم يعني اينكه فرد با واقعيت‌هاي اجتماعي روبرو مي‌شود كه راههاي گريز و راههاي دفاعي و فعاليت در برابرش باز است.

دكتر نوروزي در پايان به اين قضيه اشاره کرد كه صفحه حوادث از مصداق بارز روزنامه‌نگاري تحقيقي است و بايد گزارش يا خبر مطابق با اسلوب روزنامه نگاري تحقيقي تنظيم شود. وی تأكيدكرد كه پرداختن به اين حوادث بايد بر اساس سه ضابطه تحريك عواطف انساني، اضطراب انفعالي و اضطراب دفاعي باشد و اگر با مهارت كافي كار كنيم موجب كم شدن مخاطب هم نمي‌شود.

خبرنگاری جنگ و جنگ رسانه ای- دکتر حسین‌علی افخمی / دکتر عبدالحسین عظمائیان

در ادامه کارگاه پس از صرف ناهار دكتر افخمي، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هيأت علمي اين دانشكده درباره گزارشگری جنگ سخن گفت. وی اظهار داشت: عنصر انساني روزنامه‌ها يا رسانه‌ها در زمان جنگ به شكل ديگري در مي‌آيد و سياستمدار معمولا جنگي را مي‌خواهد كه كشته نداشته باشد بنابراين اولين تقاضايش در مقابل روزنامه‌نگار اين است كه تا چند هفته هم كه جنگ طولاني شد آمار را هر چه كه هست يك صفرش را بردارد. دكتر افخمي در ادامه سخنانش به تعريف جنگ از ديدگاه فلاسفه مختلف مانند اسپينوزا، افلاطون، كانت و جيمز ميل و ژان ژاك روسو پرداخت. وي جنگها را به چند دسته تقسيم‌بندي کرد: جنگهاي وطن پرستانه كه بين دو كشور همسايه رخ مي‌دهد كه در چنين شرايطي خود سانسوري بسيار شديد است و با پذيرش تمام دستورات دولت همراه است. نوع بعدي جنگهاي ابر قدرتها است كه رسانه‌ها نسبتا آزادي بيشتري در نوشتن دارند. جنگهاي ديگر جنگهايي مانندكره، ويتنام و عراق است كه با دفاع از اصول خاصي و پشتيباني سازمانهاي بين المللي همراه است. در اين شرايط روزنامه‌نگاران آزادي عمل دارند و تحت فشار نيستند و مي‌توانند در چارچوب منافع ملي به فعاليت بپردازند.

روزنامه‌نگاري جنگ كه پوشش خبري جنگ را برعهده دارد تظاهرات طرفداران صلح و ضد سلاحهاي اتمي مانند تظاهراتي كه در سال 1981 صورت گرفت را نيز پوشش مي‌دهند چرا كه اين كساني كه طرفدار جنبش صلح هستند به نوعي اظهار مي‌كنند مخالف جنگ هستند.

روزنامه نگاري جنگي يك ژانر در كنار ساير ژانرهاي خبري به حساب مي‌آيد .خبر نگار جنگي در خط مقدم و اهل خطر كردن است. دكتر افخمي در توضيح روزنامه‌نگاري جنگ گفت: "روزنامه نگار جنگ يا به صورت خبرنگار فعاليت مي‌كند و يا مي‌تواند گزارش يا سرمقاله بنويسدكه در سرمقاله از تكنيكهاي اقناعي استفاده مي‌كند و خيلي به تبليغات نزديك مي‌شود. در زمان جنگ اين تبليغات مي‌تواند در زمينه جنگ رواني انتشار يابد يا در مورد پروپاگاندا. در روزنامه‌نگاري جنگ در واقع نوعي داستان سرايي واقعي درخبر هست كه شروع آن معمولا با طرح مسئله و مصيبت است و بايد پايان خوبي داشته باشد".

دكتر افخمي ادامه مي‌دهد كه در جنگ با دو نگاه روبرو هستيم: "نگاهي كه معتقد است با ادامه جنگ است كه به صلح مي‌رسيم، نگاه دوم، ضديت با جنگ است و در اين ديدگاه معتقد است كه مطالب بايد به گونه‌اي نوشته شوند كه جنگ به پايان رسد و جنگ را به گونه‌اي بايد انتشار داد كه به صلح ختم شود".

دكتر افخمي با اشاره به اينكه رسانه‌ها در زمان جنگ ملي با ارتباطات كنترل شده‌اي روبرو هستند، گفت:"اين ارتباطات كنترل شده ما را در چارچوب ديپلماسي خبري وارد مي‌كند". وي در ادامه سخنانش به چند نكته اشاره مي‌كند كه به اين شرح است: درزمان جنگ ارزشهاي خبري كشمكش و برخورد هستند و در روزنامه‌نگاري جنگ با اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري مثل عينيت روبرو هستيم .

دكتر افخمي در پاسخ به سؤال يكي از شركت كنندگان و مجري برنامه مبني بر اينكه آيا روزنامه‌نگاري جنگ يك اصطلاح در مقابل روزنامه‌نگاري صلح نیست؟ گفت: در روزنامه‌نگاري ما دو نوع زبان داريم يك زبان داريم كه واژه‌هايش عمدتا تحريك‌آميز است، زباني است كه در جنگ؛ سرد وجود داشته و آلان هم وجود دارد. شايد كسي نام اين‌‌ روزنامه‌نگاري را بگذارد روزنامه‌نگاري جنگ؛ روزنامه‌نگاري كه لزوما در ميدان جنگ اتفاق نمي‌افتد. اين جنگ و صلح به معنيBattle ground نيست جنگ‌هايي است كه در جامعه جريان دارد مثل جنگهاي نژاد پرستي. در واقع اين را به نوعي مي‌توان روزنامه‌نگاري conflict كه به معناي برخورد و كشمكش است، آورد و اين كلمه مي‌تواند در مقابل روزنامه‌نگاري صلح قرار گيرد. دكتر افخمي در پايان به اصول روزنامه‌نگاري جنگ اشاره كرد و آنها را چنين برشمرد: پايبندی به اصل انصاف، منطقي بودن، تحريف نكردن ، قانونگرا بودن، رعايت اخلاق، گفتن حقيقت، و جانبداري در جنگ.

در پايان كارگاه دكتر عبدالحسين عظمائيان خبرنگار جنگ، دبير صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوري، نايب رئيس مجمع خبرنگاران دفاع مقدس و مدير مسئول مجله تندرستي با اشاره به خرد بودن روزنامه‌نگاري جنگ و كارساز نبودن آن در نگاه كلي‌تر به خبرنگاري بحران اشاره كرد و گفت: "خبرنگاري در جنگ يك بحث مفهومي است كه در آن موضوعاتي چون حقوق بشر و بحثهاي انساني بسته به اينكه منطقه‌اي يا فرا منطقه‌اي باشد در آن وجود دارد. بحث خبرنگار در روزنامه نگاري جنگ به اين گونه مطرح شد كه خبرنگار به علت عدم حمايتهاي كافي و نداشتن تجهيزات انگيزه‌اي براي تهيه خبر در خارج از محيط خود ندارد و به همين دليل است كه مردم عادي مثل تجار به خاطر رفت و آمد در مرزها از خبرنگاران جلوتر هستند".

دكتر عظمائيان با تاکید بر اهميت خبرنگاري بحران گفت: "براي اين كار بايد انسانهايي تربيت شوند و بايد ويژگي هايي خاص را پيدا كند. كه اين امكانات يكسري مربوط به تجهيزات است و يكسري نيز مربوط به خصوصيات فردي مانند خصوصيات رواني، توانايي جسمي، تسلط بر محيط و واكنش‌هاي سريع به زمان و مكان است".

در پايان وي وابستگي خبرنگاران را به خبرگزاريها و اين كه خبرها بايد از مجراي خاصي براي انتشار بگذرند را نقص بزرگي براي روزنامه نگاري در ايران برشمرد و پيشنهاد تشكيل NGO هايي را داد كه مستقل از دولت باشند.



latest news:

سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران آگهي مي پذيرد
كمك مالي به انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
فدراسیون
 بین المللی روزنامه نگاران


ماهنامه دانشجویی مهر

نسخه PDF بولتن انجمن شماره 61

تسهيلات ويژه بيمه روزنامه نگاران
 
©2004-2006 by Association Of Iranian Journalists - Aoij.ir - All rights reserved
ver : 0.1